1- خواب ديدن اگر از 10 نفر بپرسيد که خوابها و روياهاى انسان از چه تشکيل شدهاند، احتمالاً 10 پاسخ متفاوت دريافت ميکنيد. علتش اين است که دانشمندان هنوز سرگرم کشف اين معما هستند. يک احتمال: خواب ديدن از طريق تحريک حرکت سناپسها بين سلولهاى مغز، به تمرين دادن مغز ميپردازد. يک نظريه ديگر اين است که خوابهاى افراد درباره وظايف و هيجاناتى است که در طول روز به آن پرداخته و اين فرايند ميتواند به استحکام افکار و خاطرات کمک کند. به طول کلّى، دانشمندان توافق دارند که خواب ديدن در خلال عميقترين بخش خواب که حرکات سريع چشم (REM) خوانده ميشود اتفاق ميافتد.
2- خوابيدن ميخواهيم درباره چيزى صحبت کنيم که بيش از يک چهارم عمر هر انسان صرف آن ميشود. هنوز دليل به خواب رفتن به صورت معما باقى مانده است. چيزى که دانشمندان ميدانند اين است که: خوابيدن براى بقاى پستانداران جنبه حياتى دارد. بيخوابى فزاينده ميتواند به تغيير خلق و خو، توهّمزدگى و در حالتهاى خاص، حتى به مرگ منجر شود. خواب داراى دو وضعيت است: حرکات غيرسيريع چشم (NREM) که در خلال آن، مغز فعاليت کم سوخت و سازى انجام ميدهد و حرکات سريع چشم (REM) که در خلال آن، مغز بسيار فعّال است. برخى دانشمندان فکر ميکنند که خواب NREM به بدن استراحت ميدهد و شبيه خواب زمستانى باعث ذخيره انرژى ميگردد و خواب REM ميتواند به سازماندهى خاطرات کمک کند. البته اين ايده هنوز اثبات نشده است و روياهايى که در خلال خواب REM به وقوع ميپيوندد هميشه ارتباطى به خاطرات ندارد.
3- احساسات خيالى
تخيمن زده ميشود که در حدود 80 درصد حسهايى که در ناحيه اندامهاى قطع شده بدن وجود دارد مانند گرما، خارش، فشار و درد، برآمده از «اندامهاى گمشده» هستند. افرادى که اين پديده «اندام خيالي» را تجربه ميکنند، حسى که دارند درست مانند اين است که آن اندام جزئى از بدن آنهاست. يک توضيحى که در اين مورد وجود دارد اين است که عصبهاى ناحيه عضو قطع شده، ارتباط جديدى با نخاع برقرار ميکنند و به فرستادن علائم (سيگنال) به مغز ادامه ميدهند، درست مانند هنگامى که عضو قطع شده سرجايش وجود داشت. احتمال ديگرى که داده ميشود اين است که مغز طورى برنامهريزى شده است با بدن کامل کار کند. به عبارت ديگر، احتمال داده ميشود که مغز، الگويى از يک بدن کامل با تمام اجزاء و اندامها را در خود نگهدارى ميکند.
4- کنترل مأموريت ساعت بيولوژيک بدن که در هيپوتالاموس مغز قرار دارد، برنامهريزى فعاليتهاى بدن براى يک ريتم 24 ساعته را بر عهده دارد. واضحترين اثر اين ريتم، چرخه خواب- بيدارى است امّا ساعت بيولوژيک بر روى دستگاه گوارش، دماى بدن، فشار خون و توليد هورمونهاى نيز تأثير دارد. پژوهشگران دريافتهاند که شدّت نور ميتواند از طريق تنظيم هورمون ملاتونين، اين ساعت را عق يا جلو ببرد. تحقيقات بر روى اين که آيا مکملهاى غذايى حاوى ملاتونين ميتوانند از خستگى پرواز ناشى از اختلاف ساعت جلوگيرى کنند يا نه ادامه دارد.
5- خاطرات انسانها معمولاً برخى اتفاقات را به سختى فراموش ميکنند، مثل اولين روز مدرسه يا نخستين ملاقات با همسر. سوال اين است که اين فيلمهاى سينمايى چگونه در ذهن انسان نگهدارى ميشود؟ دانشمندان با استفاده از تکنيکهاى تصويربردارى از مغز در حال کشف سازو کار مسئول ايجاد و ذخيرهسازى خاطرات هستند. يافتههاى کنونى نشان ميدهد که ناحيه هيپوکامپوس که درون غشاء خاکسترى مغز قرار دارد ميتواند به صورت جعبه خاطرات عمل کند.
6- معما
خنده يکى از رفتارهاى انسان است که درک بسيار اندکى از آن وجود دارد. دانشمندان دريافتهاند که در خلال يک خنده از ته دل، سه قسمت از مغز فعّال ميشود: بخش تفکّر که به شما کمک ميکند معنى شوخى يا جوک را درک کنيد، بخش حرکت که به عضلاتتان دستور حرکت ميدهد و ناحيه هيجانات که حس «شادي» را بيرون ميکشد. امّا چيزى که هنوز ناشناخته مانده اين است که چرا يک نفر به يک جوک احمقانه ميخندد در حالى که فرد ديگرى موقع تماشاى يک فيلم ترسناک خندهاش ميگيرد. به گفته يکى از پژوهشگران، خنده واکنشي است به ناهمخوانى و ناسازگارى (داستانهايى که از انتظارات متعارف پيروى نميکنند). تنها چيزى که مشخص است اين است که خنده حال ما را بهتر ميکند.
7- طبيعت درمقابل تربيت
در جدال ديرپاى مربوط به اين که آيا افکار و شخصيت، توسط ژنها کنترل ميشود يا محيط، دانشمندان به شواهدى دست يافتهاند که نشان ميدهد پاسخ اين سوال يکى يا هر دوى آنهاست! قابليت مطالعه ژنهاى يک فرد، بسيارى از خصوصيات و ويژگيهاى انسان را نشان داده است که ما کنترل اندکى بر روى آنها داريم و در عين حال، در بسيارى از زمينهها، نشان داده شده است که تربيت، تأثيرى قوى بر اين که ما که هستيم و چه ميکنيم داشته است.
8- ميرائى
زندگى جاويد فقط در هاليوود وجود دارد ! امّا سوال اين است که چرا انسان پير ميشود؟ همه ما با يک جعبه ابزار عالى به دنيا ميآئيم که پر است از سازوکارهاى مقابله با بيماريها، به نحوى که ممکن است فکر کنيم ميتواند ما را در مقابل انواع بيماريها محافظت کند. امّا با افزايش سن، سازوکار ترميمى بدن از فرم خارج ميشود. در واقع، مقاومت ما در برابر صدمات جسمى و استرس کاهش مييابد. نظريههايى که در مورد علّت سالخوردگى انسان وجود دارد را ميتوان به دو دسته تقسيم کرد: 1) پا به سن گذاشتن مانند ساير ويژگيهاى انسان، ممکن است بخشى از ژنتيک انسان باشد که طبق برنامهريزى خاصى اتفاق ميافتد و 2) در يک ديدگاه کمتر خوشبينانه، پا به سن گذاشتن، علّت خاصى ندارد و در نتيجه صدمات سلّولى که در طول زندگى به وقوع ميپيوندد، پيش ميآيد. تعداد زيادى از دانشمندان فکر ميکنند که علم نهايتاً پا به سن گذاشتن را به تأخير خواهد انداخت و حداقل طول عمر را به دو برابر طول عمر فعلى خواهد رساند.
9- انجماد
زندگى جاويد ممکن است واقعيت نداشته باشد امّا يک رشته جديد به نام کرايونيکس (Ceyonics) ميتواند به برخى از انسانها دو بار حيات اعطاء کند. در مراکز کرايونيکس، بدن انسانها را پس از مرگ در خمرههايى پر از نيتروژن مايع در دماى منهاى 78 درجه سانتيگراد قرار ميدهند. ايدهاى که وجود دارد اين است که فردى که بر اثر يک بيمارى که فعلاً لاعلاج است فوت شده ميتواند در آينده هنگامى که درمان آن بيمارى کشف شد، يخگشايى و احياء شود. هم اکنون بدن تد ويليامز، بازيکن شاخص و معروف بيسبال در يکى از مراکز کرايونيکس در آريزونا منجمد شده است. البته فعلاً هيچيک از بدنهايى که بدين ترتيب منجمد شدهاند احياء نشدهاند زيرا اين فناورى هنوز به وجود نيامده است ولى دانشمندانى که در اين زمينه کار ميکنند اميدوارند در آينده به اين فناورى دست يابند.
10- هشيارى و آگاهى
هنگامى که صبح از خواب برميخيزيد، متوجه ميشويد که خورشيد طلوع کرده است، صداى پرندگان را ميشنويد و هواى تازه را برروى پوست صورت خود حس ميکنيد. به عبارت ديگر، هوشيار هستيد. اين موضوع پيچيده از ديرباز در جوامع علمى مطرح بوده است. اخيراً دانشمندان علم اعصاب، هشيارى را به عنوان يک موضوع پژوهشى واقعى مورد توجه قرار دادهاند. بزرگترين معما در اين حوزه توضيح اين مسأله بوده است که چگونه فرايندها در مغز به تجربيات ذهنى ميانجامند. تا کنون دانشمندان توانستهاند ليست بالا بلندى از سؤالات را تهيه کنند.
چهار شنبه 3 اردیبهشت 1387 نویسنده : سید حسین کریمی نظرات(0)
نکاتی از استاد سنگ نوردی - Lynn Hill
اصول اساسی در یادگیری :
فکر می کنم مهمترین چیز داشتن دوستانی برای تمرین است . کیفیت از کمیت مهمتره و داشتن هدف و یافتن تناسب صحیح میان تمرین و صعود. همه اینها به زمان آزاد و اهداف شما وابسته است.البته تمرین و یادگیری بر اساس توان شما انجام می شود . در صورتی که بطور طبیعی گرایش به صرف نیروی بیشتری دارید باید استقامتی بیشتر کار کنید.
جنبه های ذهنی سنگ نوردی :
Relaxation (تمدد اعصاب - شل کردن عضلات - آرامش یا هر چیزی که شما به آن می گویید) ، واقع گرایی (acceptance) و داشتن فکر باز - خلاقیت - همگی کلید های ذهنی هستند.اول از همه اینکه تا فکر شما آزاد نباشد نهایت کارایی بدست نخواهد آمد و برای حفظ این حالت باید شخص هنگام بروز مشکل بسادگی آن را قبول کند و تصمیم به حل آن بگیرد.
اگر من نتوانم یک حرکت انجام دهم صرفا فکر می کنم که یک مرحله را صحیح نفهمیدم یا درک نکردم ، بجای تلاشهای پی در پی روی همان مرحله یا منصرف شدن از تمرین ، تلاش می کنم تا آن حرکت را حتی با 20 - 30 روش دیگر انجام دهم با انجام حرکات زیرکانه ، ترفند ، تغییر فرم بدن و محل قرار گرفتن پا تا زمانی که موفق شوم.
این چیزیه که به آن می گویم فکر باز - خلاقیت -
اساس تکنیک سنگ نوردی :
این موضوع متکی به داشتن یک حس زیرکانه از سطح هوشیاری بدن است ! تجربه نقش مهمی داره ، اما تمرکز روی هدف مهمتره.وقتی شروع به سنگ نوردی نمودم هدف من چنگ زدن به گیره های دست بصورت polarized بود و به محل قرار گیری دست و پایم توجه نمی کافی نمی کردم..
پس از مدتی شروع کردم به درک بهتر اینکه چگونه می توانم از نیرویم روی گیره هایی با شکل مشخص استفاده کنم.پس از سالها تمرین فهمیدمم که کشش و رهاسازی همزمان برای اینکه بدن یک حرکت کنترل شده روی یک گیره با زوایای 45 ، 90 ، 180 و زوایای دیگر در این میان انجام دهد ، لازم است.
از دیگر حرکات ارزشمند من که باید به آن اشاره کنم این است که در ذهنم موقعتی رو فرض می کنم با بی نهایت گیره و جای پا و گرفتن موقعیت صحیح بدنم در آن گیره های زیاد.
مهم ترین حرکتها :
انجام چند مرحله ای ، تنظیم موقعیت بدن برای نهایت زبر دستی ، استفاده از کلی گیره کمکی ، قرار گرفتن در موقعیتهای قدرتی مثل قبل از حرکات دینامیک یا استراحت - من زیاد استراحت می کنم - و چرخش پا و لگن برای دستیابی به نهایت کشش و نتیجه .
باید اشاره کنم که تمرکز یک اصل مهم برای اجرای دقیق بیشتر حرکات است ، اگر نه برای همه اما برای این حرکات.
برای مثال وقتی در موقعیت استراحت هستید آن را صحیح انجام دهید طوری که انگار به آن محل چسبیده اید.. خود باوری یک کلید مهم است چرا که اگر فکر کنید برای یک حرکت خاص کوتاه هستید و توانایی اجرای آن را ندارید مسلما نخواهید توانست آن را انجام دهید.
اهمیت بیش از حد به قدرت و استقامت :
بعضی ها به صرف نیرو بیش از حد اهمیت می دهند و فکر می کنند این راهیست به سوی بهتر شدن اما در حقیقت چیزهای دیگری وجود داره که بهتره به آنها نیز پرداخت مانند تکنیک ، کنترل ذهن ، انعطاف پذیری و ...
مسلما هر کسی می تواند نیروی زیادی از خود بروز دهد اما اختصاص تمرین فقط به قدرت بدنی قعا مناسب نیست
قدرت بدنی بیشتر برای تمرکز مناسب است :
دوباره تمرکز!
سعی می کنم خلاق باشم و از فکرم استفاده کنم و تجسم مثبتی نسبت به حل مشکل و مبارزه داشته باشم.
برنامه غذايى :
من نسبت به غذا و مقدار آن اهمیت می دهم . به غذاهای تازه و طبیعی علاقه دارم و بیشتر خودم غذا می پزم چرا که کاملا می دونم چی می خورم و از غذاهای کم کالری یا بی فایده ای مثل الکل یا قندو شکر اجتناب می کنم.تقریبا غذاهای رایج ، اما اگر می خواهید متناسب یا لاغر بمانید باید نسبت به این موضوع حساس باشید.
فعالیت مقدماتی ایروبیک :
فعالیت مقدماتی ایروبیک من دویدن است. رابطه مستمقیمی با سنگ نوردی ندارد اما برای فیتنس - تناسب اندام - مناسبه و وزنم را با این روش پایین نگه می دارم .کمی بدن سازی می کنم تا استقامت کلی و نیروی بدنم را حفظ کنم و اینکه شانه هایم به قدری کافی محکم باشند تا جابجا نشوند و مقدار زیادی تمرینات کششی.
از تمرینات ژیمناستیک همیشه استفاده می کنم - مثل بالانش روی دست و تمرین روی میله - این تمرینات به حفظ تعادل شما در سنگ نوردی کمک زیادی می کنه. ژیمناستیک یک ورزش خوب برای نگهداری شراط بدنی سنگ نوردان است.
قابلیت طبیعی بانوان :
خیلی از بانوانی که به آنها آموزش داده ام تعادل بهتری نسبت به آقایان دارند. شاید به فیزیلوژی بدن و پایین بودن مرکز ثقل مربوط باشه ؛ نمی دونم. فکر می کنم با توجه کردن به خود موضوع تعادل بهتر می شود تا با استناد به قدرت و اعکاس حالتی غیر فعال است! با بالانسینگ از سنگ بالا بروید تا اینکه به آن حمله کنید. مردم سنگ نوردی رو نوعی فعالیت تهاجمی می دانند.
دو ده فعالیت سخت :
معتقدم که بسشتر ذهنی است . توانایی حفظ انرژی بطور روزانه و سالانه نوعی مبارزه است. همیشه آدم کنجکاوی بوده ام و این کنجکاوی باعث یادگیری چیزهای بزرگی در من بوده است.
منبع: سایت ایران کوه
دوشنبه 24 دی 1386 نویسنده : سید حسین کریمی نظرات(4)
خلاقيت
تعريف خلاقيت
يك فكر يا ايدة جديد كه تركيبي از ايده هاي قديمي است را خلاقيت گويند. داشتن توانايي ساخت ايده هاي نو به توانايي شما در تشخيص ارتباط بين موارد ظاهراً غير متجانس بستگي دارد.
خلاقيت يعني كنار هم قرار دادن افكار و ايده هايي كه تا قبل از اين پنداشته مي شد به يكديگر ربطي ندارند. اين توانايي شماست كه افكار مختلف را با يكديگر تركيب كنيد و يك ايده نو كه مفيد هم هست بوجود آوريد.
آن گونه كه به نظر مي رسد ظاهراً مسئله اي وجود ندارد كه نتوانيد حل كنيد هدفي وجود ندارد كه نتوانيد به آن برسيد هيچ مانعي وجود كه نتوانيد از آن بگذريد اگر بدانيد چگونه از قدرت خلاقيت مغز خود استفاده كنيد تا هر مشكلي را مانند يك اشعه ليزر از زندگي خود جدا كنيد و دور بيندازيد.
شما خلاق هستيد
خلاقيت به معني اختراع يك چيز كاملاً جديد نيست، بلكه بوجود آوردن يك سري ارتباطات همسو است. لازم نيست كه حتماً يك فرد خاص باشيد تا خلاق باشيد هر كسي مي تواند خلاق باشد. اين مهم نيست كه شما كي هستيد، مهم اين است كه چگونه عمل مي كنيد. تنها چيزي كه احتياج داريد اين است كه براي مشكل خود چندين راه حل پيدا كنيد نه اين كه خود را به اولين راه حلي كه به نظرتان مي رسد يا از همه ساده تر است محدود كنيد. به خود اجازه بدهيد كه سر زنده كنجكاو و انعطاف پذير باشيد.
روانشناسان معتقدند كه خلق ايده در يك شخص به فعاليتهاي او بستگي دارد و اين تفكر را تفكر همبسته مي نامند. اين وابستگي به صورت مداوم و خطي نيست بلكه پرشي است. با بوجود آوردن ارتباط بين افكار و ايده هاي مختلف براي يك لحظه هم كه شده بايد نسبت به وضعيت موجود در خود شك و ترديد ايجاد كنيد. محدوديت براي خلاقيت كشنده است كه به جاي اينكه به جواب برسد باعث خفه شدن نطفه تفكر خلاق مي شود. در پروسه يك تفكر خلاق همه مراحل ارزيابي ميزان ترديد، غلبه بر آن و بها دادن به آن براي خلق يك ايدة بزرگ بسيار مهم هستند.
يك پيش شرط مهم
همچنان كه به بررسي افراد خلاق مي پردازيد يك چيز مشترك در همه آنها خواهيد يافت و آن عشق به كاري است كه انجام مي دهند.
آموزش و پروراندن خلاقيت
يك خبر خوب اين است كه خلاقيت يك مهارت و استعداد است كه قابل يادگيري و پروراندن است پس براي افزايش مهارت خود تمرين كنيد. با اين مهارت مي توانيد رشد شخصي و حرفه اي خود را شتاب ببخشيد. با افزايش مهارت هاي فكري و انجام تمرين هاي لازم براي شكوفايي خلاقيت مي توانيد ارزش فعاليتهاي خود را چند برابر كنيد و به سرعت كميت و كيفيت دستاورد هايتان افزايش مي يابد.
هر روز تمرين كنيد
اگر بخواهيد جام قهرماني تنيس را ببريد. هر چند وقت تمرين مي كنيد؟ ماهي يكبار؟ هفته اي يكبار؟ روزي يكبار؟
هر چند وقت يكبار بايد عضلات خلاقيت مغز خود را تمرين دهيد تا داراي قدرت خلاقيت بالايي باشيد؟ ماهي يكبار؟ هفته اي يكبار؟ يا هر روز؟
با يك ديدگاه متفاوت به قضايا بنگريد
هميشه يك ديدگاه متفاوت منجر به يك نوع آوري شده است. حال براي كارها و مسائل موجود مي خواهيد يك راه حل بهتر پيدا كنيد پس آنها را بازسازي كنيد يعني اول كار يا حرفه يا مشكل خود را به اجزاي كوچكتر تقسيم كنيد و براي حل مشكل يا يافتن راه بهتر براي انجام كار از يك راه متفاوت اين اجزا را كنار هم بچينيد.
بدنبال سئوالات جستجوگر باشيد
براي خلاق بودن يك ذهن كنجكاو نياز داريد بدون تعداد زيادي سئوالات چرا؟ و چه مي شد اگر؟ نمي توانيد يك ديد خلاق بوجود آوريد. براي بوجود آوردن چنين ديدي كه اكثر افراد در همين زمينه دجار مشكل هستند مطمئن شويد كه علاوه بر طاهر هر چيزي به زير پوسته و ماهيت آن هم نگاهي داشته باشيد هيچ كاري را براي امتياز گرفتن و مورد توجه قرار گرفتن انجام ندهيد. سعي كنيد به دنيا با چشمهاي كنجكاو تري بنگريد. سعي كنيد نظرياتي پويا ارائه دهيد و به آنها اكتفا نكنيد سعي كنيد هر چيز مهمي را از خود بپرسيد چرا؟ و ببينيد چه اتفاقي مي افتاد اگر اينچنين مي شد؟
یکشنبه 1 مهر 1386 نویسنده : سید حسین کریمی نظرات(0)
گزارش صعود قله آرارات ترکیه
زمانی که جرقه این برنامه خورد در مسیرقله تفتان بودیم که صحبت از یک برنامه برون مرزی شد همان جا تصمیم گرفته شد که در تیر یا مرداد ماه صعود به قله آرارات را داشته باشیم که در همان لحظه 5 نفر از دوستان که خود من هم یکی از آنها بودم اعلام آمادگی کردیم.
بعد این برنامه در قالب برنامه رسمی گروه(احد) گنجانده شدسپس تعدادی دیگر از دوستان اعلام آمادگی کردند و تیم بسته شد و از اواخر فروردین ماه بود که تمرینات تیم شروع شد برنامه تمرینات هم هفته ای دو شب دومیدانی در پارک،پیاده روی از جاغرق به درود نیشابور از ارتفاعات، صعودهای شبانه به ارتفاعات آب وبرق،قله شیرباد،قله ملکوه تربت و قله دماوند بود.
تیم اعزامی
اعضای تیم را
آقای محمد توکل افشار
جناب سرهنگ محمد داغانی
آقای علیرضا بابادی
آقای حسین محسن زاده
آقای کاوه محسن زاده
آقای حسین گل گر
آقای علی قریب
سید حسین کریمی
سرکار خانم امیری
وآقای جواد ندیمیان و سرکارخانم حجت زاده به عنوان سرپرست، تیم را تشکیل می دادند
سه شنبه 10/05/1385
ساعت5 صبح اعضای تیم در سالن انتظار فرودگاه بودند و با بدرقه گرم تعدادی از همنوردان عزیز و خانواده اعضای تیم، ساعت 6 مشهد را به مقصد تبریز ترک کردیم ساعت7:45 هواپیما در فرودگاه تبریز به زمین نشست.
در ساعت 10:45به وسیله اتوبوس که همنوردانی از شهرهای بیرجند،تهران،کرمان،بروجرد واصفهان داخل آن بودند از فرودگاه تبریز به سمت مرز بازرگان حرکت کردیم پس از گذر از شهر های صوفیان،مرند،ماکو در ساعت17:10به مرز رسیدیم حدود یک ساعت در مرز جهت انجام امورگمرکی منتظر بودیم و در ساعت18:30از مرز خارج شدیم و باوسیله نقلیه تا شهردوبایزید که حدود 30 دقیقه از مرز فاصله داشت رفتیم در هتل آرارات اسکان گرفتیم چشم انداز زیبای قله که از داخل شهر نمایان بود هر کوه نوردی را به سمت خود جذب می کرد در سا عت 21 همه تیم ها در لاوی هتل بودند تا برنامه ریزی صعود صورت گیرد. پس از جلسه به اتاق ها رفتیم وسایل مورد نیاز صعود را در کوله گذاشتیم. پس ا زصرف شام به استراحت پرداختیم
چهارشنبه 11/05/1385
صبح ساعت 6 بیدار شدیم و با هوایی که اصلا مورد انتظار در آن فصل نبود مواجه
شدیم و آن هم بارش شدید باران بود که گویا از صبح خیلی زود شروع شده بود پس از صرف صبحانه به بیرون هتل آمدیم همه چشم ها به قله که مملو از ابر بود و نوید یک صعود دشوار را می داد دوخته شده بود ولی با همت و توکل بر خدا سوار بر ماشین ها شدیم و به سمت ارتفاع 2200 متری حرکت کردیم در ساعت 9:10به ارتفاع مورد نظر رسیدیم خوشبختانه از شدت باران کاسته شده بود پس از تحویل بارها به اسب ها کوله ها را به پشت انداخته و مسیر خود را به سمت کمپ اول در ساعت 9:40آغاز کردیم و پس از حدود6 ساعت پیمودن مسیر در ساعت 15:30 به ارتفاع 3360متری کمپ اول رسیدیم پس از بر پایی چادرها وصرف ناهار استراحت مختصری داشتیم.
کمپ اول در یک منطقه نسبتا مسطحی قرار داشت. به اطراف که نگاه می کردی هر یک ازدوستان مشغول انجام کاری بودند. چادرهای رنگارنگی که هر یک متعلق به گروهی بود و همه کسانی که در آن چادرها بودند از یک شهرو دیاری یا بلکه از یک کشوری برای رسیدن به یک هدف مشخص و مقدس به آن جا آمده بودند. تا اواسط شب همه دور هم مشغول صحبت بودیم و سپس هر گروهی برای صرف شام و استراحت به چادر خود رفت
پنج شنبه 12/05/1385
ساعت 7 صبح از خواب بیدار شدیم صبحانه مختصری صرف شد و پس از جمع
آوری چادرها وتحویل آن با دیگر وسایل به اسب ها با کوله ای سنگین به خاطر نبود آب در ساعت 9 به طرف کمپ دوم حرکت کردیم.مسیر بین کمپ اول و دوم شیب ملایم و پر پیچ و خمی داشت که پس از پیمودن مسیر در ساعت 13:30به ارتفاع 4155متری که کمپ دوم در آن جا قرار داشت رسیدیم، که بر خلاف کمپ قبلی در شیب قرار داشت و محل هایی جهت برپایی چادر مسطح شده بود و دور آن سنگ چین بود تیم هایی از کشورهای آلمان،اتریش،ایتالیا،استرالیا را درآن جا بودند که شادمان از فتح قله به سمت پایین می رفتند پس از برپایی چادرها قله را ابر فرا گرفت باد شدید وبارش تگرگ شروع به باریدن کرد که پس از مدتی قطع شد در ساعت 17 همه تیم ها برای گرفتن عکس دسته جمعی دور هم جمع شدیم پس از عکس راهنمای ترکی صحبتهایی به زبان انگلیسی کرد که به گفته مترجم حاکی از حرکت ساعت 3 بامداد را داشت.هر نفر برای جمع آوری وسایل شخصی که قرار بود داخل کوله حمله جای دهد به چادر رفت وپس از صرف شام به استراحت پرداخت
جمعه 13/05/1385
ساعت 2بامداد از خواب بیدارشدیم پس از خوردن نوشیدنی گرم ساعت3 بامداد به اتفاق دیگر همنوردانمان در تاریکی شب به راه افتادیم از ابتدای صف که به انتهای صف نگاه می کردی چراغ های پیشانی نمای جالبی را نشان می داد مسیر شیب تندی داشت و سنگ های ریزشی، مسیر پاکوب را پنهان و راه را برای صعود کنندگان کمی دشوار تر می کرد ولی این دشواری را همنوردان کرمانی با زمزمه اشعاری ازسروده های مرحوم ایرج بسطامی برایمان آسان تر می کردند. پس از تماشای طلوع زیبای خورشید در آن ارتفاع به ادامه مسیر پرداختیم در ساعت 7:30 به ارتفاع 4900متری رسیدیم که ابتدای یخچال بود پس از بستن یخ شکن ها و کمی استراحت به صعود در مسیر یخچال پرداختیم. ودر ساعت 8:35 با تلاش و پشت کار چند روزه اعضای تیم و در هوایی بسیار مناسب که انتظار آن نمی رفت با یاری خداوند متعال پرچم پر افتخار ایران را بر فراز قله 5165 متری آرارات به اهتزازدر آوریم. شادی وصف نا پذیری را می شد در چشمان همه دوستان دید بعد از تلاوت دعای فرج و صلوات خاصه امام رضا(ع) مشغول به گرفتن عکس یادگاری با پرده یادبود همنورد عزیز حسین خویی،پرچم جمهوری اسلامی ایران و پرده ای که از طرف موسسه ورزشی فرهنگی احد بود شدیم نمی فهمیدیم زمان به چه سرعتی دارد سپری می شود ناگهان راهنمای تیم نوای برگشت سر داد به ساعت که نگاه کردیم نزدیک به یک ساعت بود که در بالای قله قرار گرفته بودیم پس از جمع کردن پرده نوشته ها در ساعت 9:30جمعه 13/05/1385(04/08/2006 میلادی) با قله زیبا و پر عظمت آرارات وداع کرده و به پایین برگشتیم هیچ کس از دوستان راضی به این امر نبود که پس از مدت ها تلاش به یک باره این قله را ترک کند ولی مثل این که چاره ای جز این نبود.
در ساعت 13:30 به کمپ دوم برگشتیم و پس از جمع کردن چادرها به طرف کمپ اول راه افتادیم ودر ساعت 16:30به کمپ اول رسیدیم،بدون توقف از کنار کمپ به مسیر خود ادامه دادیم مسیر بین کمپ اول تا پایین کوه مسیری طولانی وگرم و طاقت فرسایی بود بالاخره در ساعت 19:20 به ماشین ها رسیدیم بعد از سوار شدن ماشین ها به سمت هتل راه افتادیم ودر ساعت 20:45 به هتل آرارات دوبایزید رسیدیم پس از تخلیه وسایل به اتاق ها رفتیم بعد از استحمام و صرف شام از شدت خستگی به خواب فرو رفتیم
شنبه 14/05/1385
دوستان صبح را با یک شور وحال وصف نشدنی آغاز کردند همه اعضای تیم خوشحال از صعود به قله روز خود را شروع کردند برنامه اصلی تمام شده بود هر یک از همنوردان شهرهای دیگر به سویی رفتند. اعضای تیم ما تصمیم به بازدید از یکی از شهرهای ترکیه گرفت با توجه به زمان اندک به شهر اقدر رفتیم که در 45 کیلومتری دوبایزید قرار داشت ساعت 10 به آن جا رسیدیم و به گشت زنی در شهر پرداختیم در ساعت 14:30به رستورانی رفتیم و پس از صرف غذا به طرف هتل حرکت کردیم. کوله ها را از هتل برداشتیم و به طرف مرز بازرگان حرکت کردیم پس از عبور از مرز به سمت تبریز حرکت کردیم در ساعت 22:40 به تبریز رسیدیم. به وسیله یکی از دوستان فرهنگی اعضای تیم توانستیم از امکانات رفاهی که برای این عزیزان در نظر گرفته شده بود استفاده کنیم ودر آن جا مستقر شویم
یک شنبه 15/05/1385
صبح پس از صرف صبحانه به طرف روستای کندوان در 50 کیلومتری تبریز رفتیم شاخصه این روستا وجود خانه ها در دل کوه و سنگ بود که مظهر زیبایی و عظمت بود تا ظهر در آن روستای نسبتا توریستی بودیم و سپس به تبریز برگشتیم پس از صرف غذا در تبریز برنامه خاصی نداشتیم عده ای از دوستان به بازار رفتند عده ای به مکان های تاریخی شهر رفتند
دو شنبه 16/05/1385
بعد از جمع آوری وسایل و کوله ها در ساعت 11:20به راه آهن تبریز رفتیم و سوار بر قطار به سمت مشهد حرکت کردیم. مسیر طولانی تبریز مشهد را با صحبت کردن های دور هم سپری می شد
سه شنبه 17/05/1385
صبح پس از صرف صبحانه جلسه ای به عنوان آخرین صحبت های بچه ها در مورد چند روز با هم بودن در یکی از کوپه ها گذاشته شد و پس از جلسه در ساعت 12:20 روز سه شنبه مصادف با میلاد پر برکت امام علی (ع ) به راه آهن مشهد رسیدیم و با استقبال گرم همنوردان وخانواده های عزیزی که چند صباحی از آن ها دور بودیم روبه رو شدیم
به امیدباهم بودن دردیگرقله های مرتفع جهان
گزارش نویس و تنظیم کننده
سیدحسین کریمی
گروه کوه نوردی احد خراسان
یکشنبه 1 مهر 1386 نویسنده : سید حسین کریمی نظرات(1)